ریشه‌ی اعتراضات سوریه کجاست؟

  دراعتراضات سوریه که به موازات خیزش‌های خاورمیانه آغاز شد،‌ بسیاری از رسانه‌های داخلی، طبق عادت همیشگی، این ناآرامی‌ها را ماحصل برنامه‌های آمریکا و اسراییل خواندند؛ اما آیا براستی سندی وجود دارد که اثبات کند این اعتراضات،‌ تلاشی برای شبیه‌سازی خیزش‌های منطقه است؟


گروه سیاسی برهان/ قاسم رحمانی؛‌ اواسط مارس 2011 بود که شهر درعا در جنوب سوریه که در نزدیکی مرزهای اردن و فلسطین اشغالی است و فاصله‌ای با نابلس و امان ندارد؛ به آشوب کشیده شد. تظاهرات‌کنندگان مسجد «العمری» را به تصرف خود در آوردند و حرکت خود را شروع کردند. در این بین درگیری‌هایی به وجود آمد که تعدادی کشته و زخمی شدند. نیروهای امنیتی سوریه آنرا به گروه‌های ناشناس نسبت دادند. در حالی که رسانه‌هایی چون العربیه عربستان، الجزیره قطر و رسانه‌های غربی به حمایت از معترضان می‌پرداختند انتشار یک سند محرمانه، رنگ از رخسار حاکمان ریاض برد.


این سند که در پایگاه اینترنتی «الشرق الجدیده» و دیگر منابع اینترنتی منتشر شد، پرده از هویت فرد مشکوک دستگیر شده در فرودگاه دمشق برداشت. او کسی نبود جز «بندر بن سلطان» فرزند ولیعهد عربستان که به مدت دو سال از انظار عمومی ناپدید شده بود. وی پس از دستگیری در دمشق، به برخی خرابکاری‌ها علیه حکومت سوریه، حزب الله لبنان و بطور کلی جریان مقاومت اعتراف کرد.


توطئه «بندر» برای سرنگونی حکومت دمشق فاش می‌شود؛ آن‌چه پایگاه اینترنتی «فیلکا اسرائیل» گزارش کرد. این گزارش حاوی دستورالعمل‌های تهیه شده از سوی سرویس‌های امنیتی سیا و موساد است که از سوی بندر بن سلطان باید به اجرا گذاشته می شد و او برای همین مأموریت با چهره مبدل و پاسپورت جعلی به دمشق آمده بود. طرحی که بندر به کمک «جفری فلتمن»، سفیر سابق آمریکا در لبنان (معاون فعلی وزیرخارجه آمریکا) در سال 2008 تهیه کردند و برایش دو میلیارد دلار هزینه نمودند. این طرح با تأخیر سه ساله اکنون به مرحله اجرا گذاشته شده است. در واقع  شهر درعا آغازی برای اجرای طرح بندر بود و به دیگر مناطق سوریه نیز کشانده شد.


آن چه در ذیل می‌آید، مقایسه‌ایی است میان جزییات این طرح با حوادثی که طی هفته‌های گذشته در سوریه مشاهده شد.


طرح  «بندر ـ فلتمن» باید از سوی پنج گروه (حلقه) با وظایف و حدود اختیارات مشخص انجام شود که عبارت‌اند از:


گروه یکم – جوانان تحصیل‌کرده و بی‌کار که وظیفه‌ی تحریک مردم در مکان‌های شلوغ هم‌چون مساجد و بازارها برای تجمع و تظاهرات را برعهده دارند.


گروه دوم – اراذل و اوباش که معمولاً از مناطق دور دست به شهرها آورده می‌شوند و اغلب غیرسوری هستند. این افراد وظیفه‌ی ایجاد درگیری با تظاهرات کنندگان و نسبت دادن آن به پلیس و درگیری با نیروهای امنیتی را برعهده دارند. هم‌چنین این افراد تحت آموزش تیراندازی حرفه‌ای برای به قتل رساندن برخی افراد خاص با تک تیرانداز و از فراز ساختمان‌ها یا مراکز مشخصی را دارند تا سناریویی شبیه آن‌چه برای «ندا آقاسلطان» در تهران تهیه و به فیلم مستند تبدیل شد، را اجرا کنند.


گروه سوم – فرقه‌گراها، طائفه‌گراها و افراد مذهبی با تعصبات سلفی که وظیفه‌ی ایجاد درگیری بین اعراب با کردها، ارمنی‌ها و ترکمن‌ها و بالعکس و شیعیان، سنی‌ها و ارمنی‌ها با یک‌دیگر را برعهده دارند.


گروه چهارم – اصحاب رسانه که وظیفه‌ی پوشش خبری و تصویری اعمال و رفتار سه گروه اول را برعهده داشته و در ازای تهیه‌ی تصاویر تظاهرات، درگیری و پاره کردن، آتش زدن عکس «بشار اسد» بین 100 تا 5 هزار دلار پول دریافت می‌کنند.


گروه پنجم –  سرمایه‌داران، تجار و بازرگانان که وظیفه‌ی ایجاد اختلال در سیستم اقتصادی کشور را داشته و پس از سقوط احتمالی حکومت اسد، وظیفه‌ی تشکیل شورایی برای اداره‌ی کشور به کمک ارتش و نیروهای امنیتی ضد اسد را هم برعهده خواهند گرفت.

 
کسانی که در اواسط مارس، تجمع کنندگان در مسجد العمری درعا را به شورش علیه حکومت بشار اسد تحریک کردند به تلفن‌های همراه ماهواره‌ای مجهز بودند که بندر به آن‌ها داده بود.


 

با نگاهی به تحولات چند روز اخیر سوریه، پیاده شدن طرح بندر ـ فلتمن را کاملاً می‌توان دریافت. هرچند تاکنون توفیقی برای مخالفان اسد و حامیان خارجی آن‌ها به دست نیامده اما فردی چون «بندر بن سلطان» با اجرای چنین طرحی به دنبال تحکیم پایه‌های حکومت خود در عربستان پس از مرگ «ملک عبدالله» است. او حلقه‌ی اول کار خود را از شهر «درعا» در جنوب سوریه آغاز کرد. این شهر در نزدیکی اردن و شهر «زرقا» زادگاه رییس سابق القاعده‌ی عراق (زرقاوی) قرار دارد که در سال 2006 کشته شد. براساس اطلاعات یک افسر اطلاعاتی اردنی، بندر بن سلطان در اردن یک شبکه برای توطئه علیه سوریه ایجاد کرده، که به صورت آزادانه سلاح، مواد منفجره و نیروهای آموزش دیده را از اردن به سوریه اعزام می‌کند. این در حالی است که حکومت اردن از بشار اسد اعلام حمایت کرده است. از جمله فعالیت‌های شبکه‌ی بندر در اردن تقویت تلفن‌های همراه در این کشور برای آنتن دهی در دمشق و درگیری مناطق سوریه است. از آن سو کسانی که در اواسط مارس، تجمع کنندگان در مسجد العمری درعا را به شورش علیه حکومت بشار اسد تحریک کردند به تلفن‌های همراه ماهواره‌ای مجهز بودند که بندر به آن‌ها داده بود. در واقع واسطه‌هایی چون «انس الکنج» که پس از دستگیری به همکاری با باند بندر بن سلطان اعتراف کرده‌اند، این مطالب را تأیید می‌کنند.

 

با استفاده از همین تلفن‌ها درگیری‌های درعا، حلب و دمشق در 19 فروردین ایجاد شد که در درعا 19 نیروی امنیتی سوریه کشته و 75 تن دیگر مجروح شدند. در واقع کار حلقه‌ی اول به فرمان اتاق فکر مستقر در اردن از راه تلفن‌های همراه ماهواره‌ای هدایت می‌شود. «انس الکنج»، رییس یک گروه تروریستی که به تازگی دستگیر شده، اعتراف کرده است که یک سازمان خارجی برای تحریک مردم در مقابل مسجد اموی دمشق و هم‌چنین مراکز شلوغ در درعا، لاذقیه و بانیاس دستوراتی دریافت کرده است. او وظیفه‌ی هدایت حلقه‌ی دوم یا همان اراذل و اوباش را نیز برعهده داشته تا بر روی مردم و نیروهای امنیتی آتش بگشایند و به مردم بقبولانند این کار را نیروهای امنیتی انجام داده‌اند.


همان افسر اطلاعاتی اردنی که فعالیت شبکه‌ی بندر در اردن را افشا کرد، گفته است: «براساس طرح بندر قرار بود وقتی مردم از مسجد العمری درعا خارج شدند شعارهایی علیه نظام سوریه داده شود و وقتی تحریک شدگان به 100 نفر رسیدند، به خیابان‌ها بریزند. در این زمان حلقه‌ی دوم وارد شده و اقدام به تیراندازی علیه تظاهرات کنندگان می‌کنند و به اموال عمومی و خصوصی آسیب می‌زنند. سپس با کمک رسانه‌ها شایعاتی مبنی بر دست داشتن نیروهای امنیتی منتشر می‌شود.» در چند روز گذشته این اتفاقات افتاد و به ویژه در درعا با موفقیت انجام شد و شبکه‌های «العربیه و الجزیره» آن را پوشش دادند. همین سناریو در حلب، اطراف دمشق، لاذقیه، بانیاس و دیگر شهرهای سوریه نیز اجرا شد البته با اضافه شدن حلقه‌ی سوم یعنی فرقه‌گراها و طائفه‌گراها. براساس طرح بندر ـ فلتمن، باید علوی‌های لاذقیه و طرطوس به کشتن جوانان سنی و سلفی‌های حلب به کشتن علوی‌ها تحریک شوند. هم‌چنین اعراب در «حسکه»، کردها را سر ببرند یا به دار آویزند و در حمص به ترکمن‌ها حمله کنند و در مقابل کردها در قامشلی، اعراب را بکشند. هم‌چنین بین مسلمانان و مسیحیان نیز باید کشتار راه بیفتد.

 

از همه‌ی این موارد هم باید تصویر برداری شده و در رسانه‌ها نشان داده شود. هر چند آن چه مدنظر آمریکایی‌ها و سعودی‌ها بود رخ نداد اما تظاهرات و شعارها در برخی مناطق به سوی تمایلات قومی رفت که اگر ادامه یابد می‌تواند وحدت ملی سوریه را با مشکل مواجه سازد. براساس طرح بندرـ فلتمن، پس از این‌که مقام‌ها به دفع اختلافات قومی در خارج از دمشق مشغول شدند باید پایتخت را نیز اسیر فرقه‌گرایی کرد تا این مسأله به ارتش و نیروهای امنیتی نیز سرایت کند و موجب اضمحلال آن‌ها شود. به این ترتیب حکومت ساقط خواهد شد و ارتش به کمک سرمایه دارانی که از سوی اروپا و کشورهای عربی خلیج فارس حمایت می‌شوند یک شورای انتقالی تشکیل خواهد داد که در اولویت برنامه‌ی آن قطع رابطه با ایران، حزب الله و حماس است و پذیرش مذاکره با اسراییل پس از کنار گذاشتن بشار اسد است. در طرح بندرـ فلتمن «خون» را به عنوان یک عامل تحریک کننده‌ی قوی معرفی کرده است و به همین دلیل روز جمعه 12 فروردین (یکم آوریل) به عنوان «روز شهید» نام‌گذاری شد. حال آن‌که به اذعان شبکه‌ی «سی.ان.ان» و برخی رسانه‌های دیگر حتی یک گلوله از سوی نیروهای امنیتی سوریه به سوی تظاهرات کنندگان شلیک نشد و در این بین در اولین روزهای شورش، 12 نیروی پلیس سوری نیز کشته شدند. اساساً تفاوت بین شورش در سوریه با جنبش‌های دیگر کشورهای عربی در آن است که بیش‌ترین کشته‌ها در مصر، تونس، لیبی، یمن و به ویژه بحرین از انقلابیون هستند اما در سوریه بیش‌ترین کشته‌ها از آن نیروهای امنیتی است و آن عده از مردمی که کشته شده‌اند نیز به دست افراد مسلح نقاب‌دار که از سوی بندر بن سلطان به کمک سعد الحریری و با واسطه‌گری اشخاصی چون «عبدالحلیم خدام» معاون سابق رییس جمهور سوریه (که اخباری درباره‌ی تلاش او برای کودتا علیه بشار اسد وجود دارد) تجهیز و اجیر شده‌اند، به قتل رسیده‌اند.


هم‌چنین بدنام کردن تاجران و بازرگانان نزدیک به حکومت بشار مانند «رامی مخلوف» پسر دایی رییس جمهور سوریه و هم‌چنین فرمانده‌ی لشکر چهارم که مأمور اداره‌ی نظامیان مخصوص مقابله با اسراییل است یک بخش از این طرح به حساب می‌آید. حمله به زنان محجبه و فیلم‌برداری از آن که یک مورد در دانشگاه دمشق اتفاق افتاد و فرد حمله کننده و فرد تصویربردار دستگیر شدند از جزییات طرح است. کشتن افرادی از خانواده‌ها و طایفه‌های معروف و انداختن آن بر گردن حکومت و کشتن نخبگان به وسیله‌ی تک تیراندازها و تهیه‌ی تصاویر از این قتل‌ها از دیگر موارد طرح بندر ـ فلتمن است که آمریکا، اسراییل و عربستان به کمک اردن در حال اجرا کردنش در سوریه هستند. با این حال کشتار مردم را به حکومت اسد نسبت می‌دهند.

 
ارسال پیامک برای شهروندان سوری، جذب طرف‌داران صفحه‌های فیس بوک ویژه‌ی انقلاب سوریه، شایعه سازی و انتشار آن از راه رسانه‌های عربی و سوری، از جمله شیوه‌های جنگ روانی اسراییل علیه دمشق است.


 
 

دست آمریکایی، حمایت اسراییلی


از همان اولین روزهای شورش در سوریه، حمایت مخالفان محور مقاومت منطقه‌ای از آشوب‌گران آغاز شد. روز 23 مارس یک مقام سوری به خبرگزاری رسمی کشورش گفت که یک میلیون پیامک اسراییلی برای مردم سوریه ارسال شده و آنان را به آشوب فراخوانده است. فردای آن روز، روزنامه‌ی صهیونیستی «یدیعوت آحارونوت» در گزارشی نوشت: «آمریکا در صدد به آشوب کشیدن سوریه است و می‌خواهد از فرصت به دست آمده در کشورهای عربی نهایت استفاده را ببرد.» این روزنامه به صراحت نوشت که هدف بعدی آمریکا، سرنگونی اسد است. با این حال روز 28 مارس یک پژوهشگر ساکن فلسطین اشغالی به نام «ناتالی پرتزهارئیل» با انتشار مقاله‌ای در روزنامه‌ی دانشگاه «حیفا» نوشت: «ارسال پیامک برای شهروندان سوری، جذب طرف‌داران صفحه‌های فیس بوک ویژه‌ی انقلاب سوریه، شایعه سازی و انتشار آن از راه رسانه‌های عربی و سوری، از جمله شیوه‌های جنگ روانی اسراییل علیه دمشق است و واحد جنگ روانی هم‌چنان در تأثیر گذاشتن بر بشار اسد نا امید نشده اما پس از گذشت 50 روز [در آن زمان] از آغاز جنگ‌های روانی علیه سوریه، اسراییلی‌ها و حاکمان عرب حتی بر یک سفیر سوریه در خارج نتوانستند تأثیر بگذارند و آن‌ها را به جدایی سوق دهند.» این اعتراف به شکست در برابر بشار اسد زمانی آشکار می‌شود که مقام‌های آمریکا نیز وارد معرکه می‌شوند.

 

روز 29 مارس، «هیلاری کلینتون» وزیرخارجه‌ی آمریکا در گفت‌وگو با شبکه‌ی «ان.بی.سی» از خشونت در سوریه ابراز تأسف کرده و از مقام‌های این کشور می‌خواهد به درخواست مردم توجه کند حال آن‌که در مورد بحرین، آمریکا نه تنها از حکومت آل خلیفه چنین چیزی را نخواست بلکه از سرکوب مردم حمایت کرد. بالاخره روز نهم آوریل، رییس جمهور آمریکا هم دولت سوریه را به دلیل برخورد با مخالفان محکوم کرد با این حال خشونت معترضان را نیز محکوم کرد. اوباما از مقام‌های سوری خواست به صدای مردم کشورشان گوش دهند. چند روز بعد روزنامه‌ی «واشنگتن پست» از ارایه‌ی یک کمک مالی مخفیانه از سوی وزارت خارجه‌ی آمریکا به مخالفان حکومت سوریه برای راه اندازی شبکه‌ی تلویزیونی خبر داد. اعطای این کمک 12 میلیون دلاری از سال 2005 (پس از قطع روابط سوریه و آمریکا) آغاز شد و حداقل تا سپتامبر 2010 ادامه داشته است که «ویکی لیکس» آن را فاش کرد. «رابرت گیتس» وزیر دفاع آمریکا نیز پا را از این هم فراتر گذاشت و از بشار اسد خواست برای راضی کردن مردم همانند «حسنی مبارک» عمل کند. وی ادامه داد: «اطلاعاتی به دستم رسیده که نشان می‌دهد در صورت ادامه‌ی تظاهرات، ژنرال‌ها مانند مصر وارد عمل خواهند شد و از بشار اسد خواهند خواست مانند مبارک عمل کند.» او در عمل ارتش سوریه را به براندازی حکومت بشار اسد دعوت کرد. حال آن‌که اوباما، ایران را به دخالت در امور سوریه متهم می‌کند. او همین یکی دو روز پیش با محکوم کردن حکومت سوریه، بدون ارایه‌ی سند و مدرکی، ایران را به مداخله در امور این کشور متهم کرد. این در حالی است که آمریکا خود در امور لیبی مداخله کرده و از مداخله‌ی نظامی عربستان در بحرین، حمایت می‌کند. همه‌ی این مسایل در حالی است که درگیری‌های روز جمعه (دوم اردیبهشت) 10 نیروی امنیتی سوریه کشته و 31 نفر زخمی شده‌اند. وزیر خارجه‌ی انگلیس نیز از دولت سوریه خواست به خواسته‌های مردم توجه کند. «هیگ» در حالی چنین توصیه ای به اسد کرد که پلیس بریتانیا چند ماه پیش جواب دانش‌جویان معترض انگلیسی را با باتوم و گاز اشک آور داد.

 
نفاق اعراب


پس از آغاز آشوب‌ها در سوریه کشورهای روسیه، چین، ترکیه، عربستان، کویت، بحرین، قطر و عراق از حکومت اسد حمایت کردند اما شبکه‌های العربیه و الجزیره که متعلق به عربستان و قطر است به حمایت از آشوب‌گران پرداختند. همین مسأله موجب شد بشار اسد دو بار نخست وزیر قطر را برای دیدار با خود نپذیرد و به تماس ملک عبدالله سعودی وقعی ننهد. نخست وزیر قطر نیز شمشیر را برای اسد از رو بست و در دیدار با دست اندرکاران رسانه‌های لبنانی (رسانه‌های حامی جریان 14 مارس) اعلام کرد سیاست شبکه‌ی الجزیره علیه حکومت سوریه تا زمان قطع روابط این کشور با ایران، حماس و حزب الله ادامه خواهد یافت.

 
حریری به دنبال آن است تا با ساقط کردن نظام سوریه، حزب الله را تضعیف و خلع سلاح کند و به مقاصد خود برسد.


 

از سوی دیگر با توقیف هفت قایق حامل سلاح در سواحل سوریه که از بندر طرابلس در لبنان بارگیریشده بود، معلوم گشت جریان «المستقبل» لبنان به رهبری سعد الحریری، پشت قضیه قرار دارد. شبکه‌ی تلویزیونی رسمی سوریه روز 16 آوریل، با پخش اعتراف‌های دستگیر شدگان از قایق‌های حمل سلاح، معلوم کرد که اعضای گروه المستقبل لبنان در این امر دست داشته‌اند. حریری به دنبال آن است تا با ساقط کردن نظام سوریه، حزب الله را تضعیف و خلع سلاح کند و به مقاصد خود برسد.

اگرچه تمام دشمنان حکومت اسد با یک‌دیگر متحد شده‌اند اما تظاهرات میلیونی مردم سوریه در حمایت از بشار در مقابل شورش چند صد تحریک شده در هر شهر، تفاوت‌های این کشور با دیگر ممالک عربی دچار انقلاب را نشان می‌دهد. در یمن، مصر، لیبی، بحرین و عربستان تعداد حامیان حکومت‌ها بسیار اندک‌اند و مخالفان بسیار اما در سوریه بر خلاف این است. ایجاد حالت فوق العاده در سوریه به دلیل خطر اسراییل و ایجاد همین حالت در کشورهای دوست اسراییل هم‌چون تونس، مصر و یمن برای سرکوب مردم بوده است و اکنون که مردم خواسته‌اند این وضعیت از سوی بشار اسد لغو شده اما در کشورهای دیگر حکومت‌ها چنین نکردند. بشار اصلاحات اقتصادی را از سال‌ها پیش آغاز کرده اما به دلیل نداشتن درآمد نفتی از کشورهای عربی خلیج فارس عقب‌تر است. با این حال با قرار گرفتن در محور مقاومت، خود را به عنوان یک کشور مؤثر در خاورمیانه شناسانده است حال آن‌که تا 30 سال قبل، اهمیتی برای منطقه نداشت. همین تفاوت‌هاست که غرب را در سوریه ناکام خواهد گذاشت چرا که تشکیل یک حکومت دموکراتیک در سوریه، به طور قطعا به ضرر اسراییل و آمریکا خواهد بود؛ چون، هیچ حکومتی در سوریه رابطه‌ی خود با ایران را قطع نخواهد کرد اما پر رنگ‌تر از بشار، خواهان باز پس‌گیری «جولان» خواهد شد. ضمن این‌که دموکراسی خواهی آمریکا در سوریه، زمانی محقق می‌شود که حکومت‌های مردمی در عربستان، یمن و بحرین مورد حمایت آمریکا قرار گیرد نه سرکوب و کشتار.*

نصایح یار-زاهد، صابر، راغب


مقام معظم‏رهبری می‌فرمایند: «گاهی انسان در ذهن خود یک خواسته و آرزویی را آن‌چنان پرورش می‌دهد که در ذهن تقویت می‌شود و تبدیل می‌شود به یک هدف و آرمان قطعی و انسان برای رسیدن به آن، هر خلاف و کار زشتی را مرتکب می‌شود».

 

گروه فرهنگی اجتماعی برهان/علی تبریزی؛  سومین بخش از سلسله مباحث اخلاقی که با محوریت شرح حدیثی است که مقام معظم رهبری در ابتدای جلسات درس خارج فقه خود و به عنوان طلیعه‌ای برای آغاز درس مطرح می‌نمایند درباره‌ی نصیحتی است که فردی از امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) طلب می‌نماید.

 
شخصی (که در روایت به نامش اشاره نشده) از حضرت می‌خواهد توصیه‌ای به او بنماید تا به وسیله‌ی آن به نجات و رستگاری برسد. حضرت در پاسخ ابتدا خط سیری را بیان می‌نمایند که از «إفهم» آغاز شده و به «إستعمل» خاتمه می‌یابد. سپس مولا مردم را به سه دسته (زاهد، صابر و راغب) تقسیم می‌نمایند و به آن شخص سائل می‌فهمانند که به طور کلی برای رستگاری باید ابتدا نسبت به معارف و علوم دینی به شناخت برسی، سپس فهم صحیح، بعد طلب یقین و در نهایت به کار بستن آن‌چه از معارف که به آن دست یافتی؛ وقتی این چنین کردی آن گاه به آن که با توجه به میزان شناخت و عمل تو به معارف الهی در یکی از این سه دسته قرار خواهی گرفت و خوشا به حال زاهدین و صابرین.
 
در واقع این حدیث گهربار یک خطِ فکری کاملاً مشخص به ما ارایه می‌کند. یک سری دستورالعمل که باید در طول یک‌دیگر و به ترتیب به اجرا درآیند تا به مرحله‌ی نهایی یعنی عمل همراه با شناخت (در برابر اعمال کورکورانه و از عادت) برسد.
 
اول: «إفهَم»، فهمیدن و درک موضوع است.
 
دوم: «إستفهم»، طلب دانستن است که احتمالاً منظور نزد اهل علم رفتن و پرسیدن است. یعنی اول اصل موضوع را به همراه شاخ و برگ‌هایش شناسایی کن سپس درباره‌ی آن از اهل دانش بپرس.
 
سوم: «إستیقن»، طلب یقین کن، نمی‌گوید یقین کن؛ چراکه یقین جزو امور نفسانی و ملکات قلبی است و تنها با خواست و اراده‌ی بیرونی محقق نمی‌شود. باید تلاش کرد، مقدمات را فراهم نمود و طلب یقین کرد تا (ان شاء الله) مورد لطف قرار بگیریم.
 
البته این یقین که حضرت می‌فرمایند آن را طلب کن در واقع همان علمی است که در حدیث عنوان بصری آمده: «العلم نورٌ یقذفه الله فی قلب من یشاء» این‌ها که ما تحصیل می‌کنیم ظواهر علوم است و علم حقیقی که منجر به کسب یقین می‌شود، نور است و باید وجود ما ظرفیت دریافت آن را پیدا کند و آنگاه با لطف حضرت حق به هرکس که بخواهد (فی قلب من یشاء) می‌دهند و با صرف مطالعه‌ی اوراق حاصل نخواهد شد و به قول حافظ شیرین سخن: «بشوی اوراق اگر هم درس مایی                  که درس عشق در دفتر نباشد.»
 
شخصی از امیرالمومنین(ع) می خواهد توصیه‌ای به او بنماید تا به وسیله‌ی آن به نجات و رستگاری برسد. حضرت در پاسخ ابتدا خط سیری را بیان می‌نمایند که از «إفهم» آغاز شده و به «إستعمل» خاتمه می‌یابد. سپس مولا مردم را به سه دسته (زاهد، صابر و راغب) تقسیم می‌نمایند و  به آن شخص سائل می‌فهمانند که به طور کلی برای رستگاری باید ابتدا نسبت به معارف و علوم دینی به شناخت برسی.
 
بعد از ترسیم کل آن‌چه در این روایت بیان شده، اصل روایت را به همراه توضیحات و شرح حضرت آیت‌الله خامنه‌ای می‌خوانیم و در پایان روی برخی اشارات معظم له تدقیق و تبیین می‌نماییم.
 
«فی الکافی عن امیر المؤمنین علیه السلام قیل له: أوصنی بوجه من وجوه الخیر أنجو به فقال له: أیها السائل افهم ثم استفهم ثم استیقن ثم استعمل واعلم أن الناس ثلاثٌ: زاهد و صابر و راغب. فأما الزاهد فقد خرجت اللاحزان و الافراح من قلبه فلا یفرح بشئ من الدنیا و لا یأسی على شئ منها فاته، فهو مستریح. (و أما الصابر) فإنه یتمناها بقلبه فإذا نال عنها ألجم نفسه منها لسوء عاقبتها وشنآئتها و لو اتبعت على قلبه عجبت من عفته و تواضعه و حزمه. وأما الراغب فلا یبالی من أین جائته الدنیا و لا یبالی ما دنس فیه عرضه وأهلک نفسه وأذهب مروته، فهم فی غمرتهم یعمهون و یفترحون.» (1)
 
حضرت فرمودند: «اول فهم کن! بعد استفهام کن! شخصی از حضرت یک چنین توصیه‌ای طلب کرد. یعنی طلب فهم بیش‌تر کن. تدبر کن. تعقل کن. بعد به یقین برس (2) آن‌چه را که به تو گفتیم. بعد آن‌ها را به مرحله‌ی عمل در بیاور! فقط دانستن نباشد. حضرت مردم را سه دسته کردند. زاهد، کسی که در دل رغبت به دنیا احساس نمی‌کند. یعنی به مرتبه‌ای از ایمان و یقین به آخرت رسیده است که وضع دنیا، نعم، خوشی‌ها و لذات دنیا بر او واضح است. می‌داند که این‌ها خواب و خیال است و در زیر هر لذتی یک نقمتی وجود دارد، به نحوی از انحاء. (3) آخرت را با چشم بصیرت و یقین می‌بیند لذا ارزش و زیبایی و بهجت این زندگی دنیوی از نظرش دور می‌شود.
 
این زاهد است که رغبتی اصلاً به لذات دنیا و نیکی‌های دنیا ندارد. حزن و شادی از امور دنیا از دل او خارج شده است. به پول،‌ مقام زیاد، به برخورداری زیاد، اصلاً خرسند نمی‌‌شود که مفاد آیه‌ی شریفه‌ی: «لکیلا تأسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما آتاکم» (حدید:23) همین است. (4) این البته مرتبه‌ی بالای زهد است. آدم زاهد راحت است. فقر هم برایش پیش بیاید اصلاً برایش اهمیتی ندارد. این چیزها در دنیا برایش اهمیت ندارد. مثلاً فرض کنید یک عروسکی که برای یک بچه‌ای خوشحال کننده است، شادی می‌کند. یک آدم بزرگ یک عروسک به او بدهند، از او بگیرند اصلاً برایش اهمیتی ندارد. به یک مرتبه‌ای رسیده که این دنیا برایش یک بازیچه است. یک عروسک است. اصلاً اهمیتی ندارد که داشته باشد، نداشته باشد. در کشاکش دنیا، در این تلاطم‌های دنیا، در این رقابت‌ها و چشم و هم چشمی‌هایی که در دنیا هست، او هیچ رنجی نمی‌برد. این مرتبه‌ی اعلی از زهد است. (5)
 
و اما الصابر، صابر (مقام صابر و زاهد، تفاوت‌ها) آن است که دلش می‌خواهد. کشش زیاد دارد. از پول زیاد از مقام بالا، از لباس فاخر، از چیزهای گوناگون دیگر لذت می‌برد. خوشش می‌آید. دوست دارد آن‌ها را. تمنی می‌کند در دل خود، آن‌ها را. وقتی به این‌ها رسید به نفس خود دهنه می‌زند. لجام می‌زند. نمی‌گذارد که زیاده روی کند. لجام زدن یعنی جلویش را می‌گیرد و نمی‌گذارد که زیاده روی بکند. چون می‌داند که عاقبتش چیست. می‌داند که این‌ها مبغوض است. این‌ها زهره الحیوه الدنیا،‌ این زیبایی‌های دنیا از نظر الهی چیزهای مطلوبی نیست.
 
 
مقام معظم رهبری:«این زاهد است که رغبتی اصلاً به لذات دنیا و نیکی‌های دنیا ندارد. حزن و شادی از امور دنیا از دل او خارج شده است. به پول،‌ مقام زیاد، به برخورداری زیاد، اصلاً خرسند نمی‌‌شود که مفاد آیه‌ی شریفه‌ی: «لکیلا تأسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما آتاکم» (حدید:23) همین است».
 
 
این‌ها نقطه‌ی مقابل آن چیزی است که در آخرت به انسان خواهند داد. لذا اصلاً برایش اهمیتی ندارد. اگر به دل انسان صابر سرکشی بکنی و از حال دل او مطلع بشوی، در شگفت می‌مانی که چه‌قدر این انسان عفیف است!؟ چه‌قدر خاکسار است!؟ چون در دل می‌خواهد، ‌مال دنیا را دوست دارد اما در عین حال وقتی به مال دنیا رسید خودش را نمی‌بازد. بی‌اختیار نمی‌شود. مقام را دوست دارد. جاه و جلال را دوست دارد. اما وقتی به این مقام رسید خود را نمی‌بازد. به نفس خودش لجام می‌زند. این هم نوع دوم که از نوع اول پایین‌تر است اما مقام عالی عندا... دارد، به خاطر صبرش.
 
آن کسی که راغب است آن قسم سوم. مشتاق است و راغب در دنیاست. این آدم طبیعتش این است که دیگر اهمیت نمی‌دهد که دنیا از کجا بیاید. یک عاشقی است. دل باخته‌ای است که فکرش فقط این است که برسد به آن مطلوب خود؛ به آن محبوب خود که عبارت است از دنیا. حالا دنیا با شکل‌های مختلفش. در بعضی جلوه دنیا به یک شکل است. دنیاخواهی. در بعضی جلوه دنیا خواهی به شکل دیگر است. این طور نیست که همه یک طور باشند. یکی ممکن است به پول علاقه دارد، به مقام اهمیت نمی‌دهد. می‌خواهد پول داشته باشد. یکی به پول علاقه‌ای ندارد اما به مقام و جاه و اسم و عنوان علاقه دارد.
 
در قید نام ماند اگر از نشان گذشت........ در کیش ما تجرد عنقا تمام نیست (6) به اسمش اهمیت می‌دهد. این هم راغب در دنیاست. این را هم چون به پول اهمیت نمی‌دهد، نباید گفتش که آدم زاهدی است. این چیز دیگری دوست دارد. باید انسان مراقب باشد ببیند که چه طوری است. فرق نمی‌کند برایش اهمیت ندارد که آبروی خود را ببرد. یا جان خود را از بین ببرد. یا مردانگی و هویت انسانی خود را از بین ببرد. همین قدر می‌خواهد که به مطلوب خودش برسد. از هر راهی که شد. (الشافی صفحه 531)
 
 
مقام معظم رهبری:  «و اما الصابر، صابر (مقام صابر و زاهد، تفاوت‌ها) آن است که دلش می‌خواهد. کشش زیاد دارد. از پول زیاد از مقام بالا، از لباس فاخر، از چیزهای گوناگون دیگر لذت می‌برد. خوشش می‌آید. دوست دارد آن‌ها را. تمنی می‌کند در دل خود، آن‌ها را. وقتی به این‌ها رسید به نفس خود دهنه می‌زند. لجام می‌زند».
 
درباره‌ی بخش اول روایت در مقدمه مطالبی را به اختصار نوشتیم. درباره‌ی تقسیم بندی بخش دوم نکات ارزنده‌ای وجود دارد که مبتلا به جامعه‌ی امروز ماست:
 
رهبر انقلاب در تشریح وضع زاهد می فرمایند: «می‌داند که این‌ها (خوشی‌ها و لذات دنیا) خواب و خیال است و در زیر هر لذتی یک نقمتی وجود دارد، به نحوی از انحاء... لذا ارزش و زیبایی و بهجت این زندگی دنیوی از نظرش دور می‌شود.»
 
انسان‌ها در مواجهه با خواب و خیال خیلی ساده و سطحی از ماجرا می‌گذرند حتی اگر وحشتناک‌ترین یا دردآورترین صحنه‌ها را در خواب مشاهده کنند؛ صبح روز بعد بدون توجه به آن به زندگی روزمره می‌پردازند. برای مثال اگر در خواب ببینیم که ماشینمان را دزد برده یا در تصادف از بین رفته اصلاً ناراحت نمی‌شویم بر عکس آن هم اگر ببینیم در قرعه کشی بانک برنده شدیم یا به مدارج بالای اداری و علمی رسیده‌ایم نه ناراحت می‌شویم نه خوشحال، تنها به عنوان یک هشدار توجهمان جلب می‌شود و به عنوان مثال از ماشینمان بیش‌تر مراقبت می‌کنیم. وضع دنیا به همراه شادی و غم‌هایش در نظر زاهد این‌گونه است. نه با به دست آوردن چیزی شاد می‌شود نه با از دست دادنش ناراحت. او نیز تنها به این کشمکش‌های دنیوی به دیده‌ی هشدار می‌نگرد.
 
«به پول،‌ مقام زیاد، به برخورداری زیاد، اصلاً خرسند نمی‌شود.» اگر آن مراتبی که در ابتدای روایت گفته شد به درستی به عمل درآید انسان به این‌جا می‌رسد که پول، مقام، جاه و... در نظرش بی‌ارزش می‌شود ولی اگر بر فرض به مرتبه‌ی فهم موضوع رسیدیم، به علم رسیدیم ولی طلب یقین نکردیم آنگاه آفات علم هم گریبانمان را خواهد گرفت. این‌که می‌گویند «علم حجاب اکبر است» از این بابت است. شیطان القا می‌کند که فلانی تو خیلی می‌فهمی، خیلی دانشت و ایمانت از اطرافیانت بیش‌تر است، از آن‌ها بالاتری و... و بازیچه‌ی دست او می‌شود.
 
مسؤولیتی به او پیشنهاد می‌شود، به خیال این‌که نیتش رضای خدا و خدمت به خلق است لکن چون آن مرتبه یقین حاصل نشده عملش هم ناخالص است و لنگ می‌زند! او در حقیقت تشنه‌ی مقام است، تشنه‌ی ریاست و قدرت است نه خدمت و گاهی خودش هم غافل است اما وضع زاهد متفاوت است. رهبر انقلاب می‌فرمایند: «آدم زاهد راحت است. فقر هم برایش پیش بیاید، اصلاً برایش اهمیتی ندارد. این چیزها در دنیا برایش اهمیت ندارد.»
 
مقام معظم رهبری: «آن کسی که راغب است آن قسم سوم، مشتاق است و راغب در دنیاست، این آدم طبیعتش این است که دیگر اهمیت نمی‌دهد که دنیا از کجا بیاید، یک عاشقی است، دل باخته‌ای است که فکرش فقط این است که برسد به آن مطلوب خود؛ به آن محبوب خود که عبارت است از دنیا. حالا دنیا با شکل‌های مختلفش. در بعضی جلوه دنیا به یک شکل است».
 
چنین فردی اگر در جایگاهی منصوب شد آن را حقیقتاً (و نه در حرف) وظیفه می‌داند لذا از به دست آوردنش خوشحال نمی‌شود. این نتیجه‌ی عملی‌اش در رفتار آن فرد بروز پیدا خواهد کرد. اگر از آن جایگاه برود کسی را مقصر نمی‌داند، اصلاً دنبال این چیزها نیست چون دل بسته نبوده که حالا بخواهد دل بکند. اگر جایگاه پایین‌تری به او بدهند کسر شأنش نمی‌شود. در ضمن وقتی مسؤولیت را وظیفه دانست دیگر به کسی تعدی نمی‌کند، زور نمی‌گوید، خودش را بالا دست تصور نمی‌کند، همه در نظرش از فقیر و ثروتمند یکسانند و کار همه را انجام می‌دهد و... اگر در جایگاه پایین اجتماعی هم باشد همین است. زاهد کم‌ترین حالتش این است که همیشه راحت است و غصه‌ی دنیا را نخواهد خورد.
 
مقام معظم رهبری تمثیل زیبایی در ذیل روایت بیان فرمودند. وضع دنیا در نظر زاهد هم‌چون عروسک برای بزرگ‌ترهاست. همان عروسکی که برای بچه‌ها بسیار اهمیت دارد برای مادرش بی‌ارزش است. بود و نبودش تفاوتی نمی‌کند چون او به مرتبه‌ای رسیده که حقایق بیش‌تری برایش مکشوف است. همین مادر هم زمانی که پرده‌های کودکی از مقابل چشمانش کنار نرفته بود نگاه ارزشی به عروسک داشت ولی حالا با کسب تجربه و آگاهی ارزش‌های واقعی را می‌شناسد و می‌داند که این عروسک تنها بازیچه است. زاهد هم وضعش دقیقاً این گونه است.
 
معظم له می‌فرمایند: «کشاکش دنیا، در این تلاطم‌های دنیا، در این رقابت‌ها و چشم و هم چشمی‌هایی که در دنیا هست، او هیچ رنجی نمی‌برد.»
 
همه‌ی نگرانی و غصه‌ی بشر ناشی از زیاده خواهی و حب دنیاست. وقتی به داشته‌ی خود راضی باشیم دیگر به کسی تعرض نمی‌کنیم و با دیگران درگیر نمی‌شویم.
 
همه‌ی جنگ‌ها و منازعات بشر را از همان ابتدای خلقت (هابیل و قابیل) که بررسی کنیم علتش حب دنیاست البته به اشکال گوناگونش؛ یکی حب مال دارد، یکی شهوت، دیگری هم جاه و جلال و مقام. لذا برای رسیدن به محبوبش دستش را به هر خطایی آلوده می‌کند.
 
ایشان تمثیل زیبایی در ذیل روایت بیان فرمودند:« وضع دنیا در نظر زاهد هم‌چون عروسک برای بزرگ‌ترهاست، همان عروسکی که برای بچه‌ها بسیار اهمیت دارد برای مادرش بی‌ارزش است، بود و نبودش تفاوتی نمی‌کند چون او به مرتبه‌ای رسیده که حقایق بیش‌تری برایش مکشوف است».
 
 
مقام معظم رهبری در ذیل روایتی در همین زمینه می‌فرمودند: «گاهی انسان در ذهن خود یک خواسته و آرزویی را آن‌چنان پرورش می‌دهد که در ذهن تقویت می‌شود و تبدیل می‌شود به یک هدف و آرمان قطعی و انسان برای رسیدن به آن، هر خلاف و کار زشتی را مرتکب می‌شود. چند سال قبل از این در آمریکا یک جاسوس عالی رتبه‌ی شوروی سابق را دستگیر کردند. سال‌ها در دستگاه‌های بالای آمریکا مشغول بود و فرد عالی رتبه‌ای بود. اما خیانت می‌کرد. برای دشمن آمریکا که آن روز شوروی بود جاسوسی می‌کرد. او را گرفتند. در بازجویی از او پرسیدند: تو که آمریکایی هستی چه داعی داشتی که بر خلاف مصالح کشور و میهن خودت عمل کردی؟ گفت: من آرزوی یک خانه‌ی آن چنانی، یک ویلا داشتم. مثلاً یک خانه‌ی 300 متری. یک پول فوق العاده لازم داشتم. این پول هم از این راه حاصل می‌شد. آرزوی دور و دراز یعنی این ...» (8)
 
 
برای رسیدن به مدینه‌ی فاضله لازم نیست ظاهر شهرها تغییر کند بلکه باید باطن دل‌ها دگرگون شود. تا نگاه افراد جامعه همراه با زیاده خواهی باشد هرچه‌قدر هم مقدمات آسایش و راحتی انسان‌ها فراهم شود آن‌ها باز هم از درون دچار ناراحتی‌های روحی هستند. وقتی نگاه مردم به دست یک‌دیگر باشد، هرچه داشته باشند بالاخره دیگران هم همان یا بیش‌تر از آن را دارند و دوباره آن احساس زیاده خواهی و برتری طلبی و در نتیجه کشمکش‌ها و منازعات به سراغش می‌آید.
 
اگر روح انسان بزرگ شد و کوچکی و حقارت عروسک دنیا را درک کرد همه‌ی این مسایل برطرف خواهد شد. چون همه‌ی دنیا و مافی‌هایش بی ارزش باشد دیگر به یقین کسی برای رسیدن به آن درگیر نمی‌شود، حق دیگری را نمی‌خورد، آخرتش را با کسب لقمه‌ی حرام نمی‌فروشد، جنگی راه نمی‌افتد و...
 
کلام را با بیان دیگری از رهبر انقلاب در ابتدای یکی دیگر از جلسات درس فقه به پایان می‌بریم: «این شهوات و لذات و زیورها و ارزش‌ها و چشم هم چشمی‌ها و رقابت‌ها و این چیزهایی که به خاطر آن جنگ‌های بزرگ راه می‌افتد برای همین چیزهای حقیر مادی، این‌ها به نظر این انسان والای عالی مقام که حب خدا را درک کرده مثل همان بازیچه کودکانه است. ارزشی برایش قائل نیست.» (9) 
 
برای رسیدن به مدینه‌ی فاضله لازم نیست ظاهر شهرها تغییر کند بلکه باید باطن دل‌ها دگرگون شود. تا نگاه افراد جامعه همراه با زیاده خواهی باشد هرچه‌قدر هم مقدمات آسایش و راحتی انسان‌ها فراهم شود آن‌ها باز هم از درون دچار ناراحتی‌های روحی هستند.
پی‌نوشت:
 
1- این روایت را ثقة الاسلام الکلینی عن الحسین بن محمد، عن معلى بن محمد، عن أحمد بن محمد، عن شعیب بن عبد الله، عن بعض أصحابه رفعه، قال: جاء رجل إلى أمیر المؤمنین علیه السلام فقال: یا أمیرالمؤمنین أوصنی بوجه... (الحدیث ١٣، من الباب ٢٠٣، من الکتاب ٥، من الکافی، ٤٥٦)
 
2- علامه مجلسی صاحب کتاب گران سنگ بحار درباره‌ی بخش اول روایت می‌گوید: «اعمال مترتب بر یک‌دیگرند. همانا عمل موقوف بر یقین، یقین موقوف بر فهم و فهم موقوف بر استماع است.»
3- امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) می‌فرماید: «بسا یک ساعت خوش‌گذرانى که غصه‌ی طولانى در پى آورد.»
 
4- فرمول اصلی آفرینش جهان، فرمول تضاد است و دنیا جز مجموعه‌ای از اضداد نیست. هستی و نیستی، بقا و فنا، سلامتی و بیماری، دارایی و نداری، پیری و جوانی و بالاخره خوشبختی و بدبختی در این جهان توأم‌اند؛ «گنج و مار و گل و خار و غم و شادی بهمند»
 
مولوی می‌گوید:
 
رنج، گنج آمد که رحمت ها در او است    مغز تازه شد چو بخراشید پوست
ای برادر موضع تاریک و سرد                 صبر کردن بر غم و سستی و درد
چشمه حیوان و جام مستی است       کان بلندی ها همه در پستی است
 آن بهاران مضمر است اندر خزان          در بهار است آن خزان مگریز از آن
 همره غم باش و با وحشت بساز        می طلب در مرگ خود عمر دراز
 
4- {لِکَیْلَا تَأْسَوْاْ عَلَى‏ مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُواْ بِمَآ آتَاکُمْ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ} ترجمه: تا بر آن‌چه از دست دادید، تأسف نخورید و به آن‌چه به شما داده شد، (سرمستانه) شادمانى نکنید و خداوند هیچ متکبر فخرفروشى را دوست ندارد.
 
با توجه به آیه‌ی قبل معنی آیه این است که به شما خبر دادیم که حوادث را پیش از آن‌که حادث شوند مقرر کرده و نوشته‏ایم، پس دیگر به خاطر نعمتى که از دست مى‏دهید اندوه مخورید و به خاطر نعمتى که خدا به شما مى‏دهد، خوشحالى نکنید و بدانید که نعمت‏ها امانت الهى است که به شما سپرده شده است، نه این‌که به مواهب الهى پشت پا بزنیم و از آن‌ها بهره نگیریم، بلکه اسیر آن نشده و آن را هدف و مقصد خود ندانیم. (تفسیر المیزان) در تفسیر نور نیز آمده است:‌ غم و شادى طبیعى بد نیست، اندوه خوردن بر گذشته‏ها یا سرمست شدن به داشته‏ها مذموم است. هم‌چنین کسى که از مقدّرات الهى غافل است، گمان مى‏کند فضیلتى دارد که خداوند به خاطر آن به او نعمت داده و لذا بر دیگران فخر مى‏فروشد. «مختال فخور»
 
5- انسان اگر یقین کند که آن‌چه فوت شده باید می‏شد و ممکن نبود که فوت نشود و آن‌چه عایدش گشت باید می‏‌گشت و ممکن نبود که نشود و ودیعه‏ای است که خدا به او سپرده چنین کسی نه در هنگام فوت نعمت خیلی غصه می‏خورد، نه در هنگام فرج و آمدن نعمت مثل کارمندی که سر برج حقوقی دارد و بدهی‏هایی هم باید بپردازد، نه از گرفتن حقوق شادمان می‏شود و نه از دادن بدهی غمناک می‏گردد. (تفسیر المیزان)
 
6- این شعر زیبا از شاهکارهای غزلی کلیم کاشانی که ابیاتی از آن را می آوریم:
 
پیری رسید و موسم طبع جوان گذشت       ضعف تن از تحمل رطل گران گذشت
... طبعی بهم رسان که بسازی به عالمی           یا همتی که از سر عالم توان گذشت
... بدنامی حیات دو روزی نبود بیش              آنهم «کلیم» با تو بگویم چه سان گذشت
یک روز صرف بستن دل شد به این و آن    روز دگر به کندن دل زین و آن گذشت
در کیش ما تجرد عنقا تمام نیست              در قید نام ماند اگر از نشان گذشت
 
بیت پایانی این غزل که مورد اشاره‌ی رهبر انقلاب نیز قرار گرفت شاید بدین معنی باشد که در مرام و مسلک ما بی‌تعلقی و آزادگی سیمرغ (عنقا) تمام و کامل نیست چرا که اگر خودش را فنا و نابود کرد و نشانی از خود به جا نگذاشت اما اسیر و دربند نام و شهرت خود باقی ماند و موفق نشد نامش را هم از صحنه‌ی روزگار محو و پاک کند.
 
7- معراج السعاده، ملااحمد نراقى، انتشارات علمیه‌ی اسلامیه.
 
8- این بیانات در ابتدای درس فقه تاریخ 13/8/87 بیان گردید.
 
9- این بیانات در ابتدای درس فقه تاریخ 6/8/87 بیان گردید.(*)
 

جلسه ویژه مجلس در خصوص جاسوسی جدید غرب

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی با تاکید بر لزوم پیگیری حقوقی وزارت امور خارجه جهت مقابله با افزایش تهاجم سایبری علیه جمهوری اسلامی از تشکیل جلسه ویژه ای در خصوص ویروس جدید رایانه ای جاسوسی استارس خبر داد.


سید علی آقا زاده، نماینده رشت در مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران با اشاره به کشف بدافزار رایانه ای استارس از سوی دانشمندان ایرانی و ارائه آن به آزمایشگاه افزود: «به دلیل ویژگی های خاص این ویروس باید ابتدا همه ابهامات در خصوص آن برطرف شده سپس اقدامات لازم برای مقابله با آن انجام شود.»

 عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی به لزوم فراهم کردن تجهیزات برای آمادگی در برابر حملات جاسوسی دشمنان به ویژه در حوزه سیاسی از سوی دستگاه دیپلماسی کشور اشاره کرد و ادامه داد: «ابعاد حقوقی حمله به دستگاه های امنیتی و نیروگاه های هسته ای کشور از طرف دولت و مجلس به صورت ویژه ای پیگیری می شود.»

 وی با بیان اینکه کشورهای استعماری می کوشند تا کشورهای مستقل را تحت سیطره خود قرار دهند خاطر نشان کرد: «اقدامات امنیتی و خرابکارانه استکبار جهانی علیه نظام جمهوری اسلامی باید به صورت جدی از سوی دستگاه دیپلماسی پیگیری شود.»

هک سایت هیلاری کلینتون از سوی گروه ایرانی

ثانیه نو نوشت: گروهی از هکران ایران در اقدام جدید خود سایت وزیر امور خارجه آمریکا را هک کردند.

هکران ایرانی در جدیدترین اقدام خود سایت هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه ایالات متحده امریکا که در روزهای اخیر گروهی را برای بررسی وضعیت اینترنت ایران مأمور کرده بود، هک کردند.

 این هکران با نفوذ به سایت کلینتون، علاوه بر حذف مطالب آن تصویری در محکومیت اقدامات اخیر امریکا در صفحه اصلی سایت درج کرده‌اند.

در این تصویر علاوه بر محکومیت قرآن‌سوزی در امریکا، شعار ما می‌توانیم در بالای صفحه قرار گرفته و به امریکا هشدار داده شده تا دست از جنایت و حمایت از دیکتاتورها برداشته و به جای دخالت در امور دیگر کشورها به وضعیت فقر در امریکا رسیدگی کند.

این در حالی است که در چند هفته اخیر چندین گروه هکر ایرانی در اعتراض به کشتار مسلمانان در کشورهای مختلف عربی و جنایات کشورهای سلطه‌گر، اقدام به هک سایت‌های عربستان سعودی، انگلیس، امریکا و اسرائیل کرده بودند.

44 هزار سایت وهابی علیه تشیع فعالیت می‌کنند

حجت‌الاسلام شجاعی در گفت‌وگو با ایسنا، گفت: «در مقابل این هجمه وهابیت تنها 4 هزار سایت تشیع که عمدتا از سوی ایران اسلامی راه اندازی شده فعالیت می‌کنند و در واقع با کمترین امکانات با دشمنان اسلام و انقلاب مبارزه و مقابله می‌کنند.»

وی در بازدید از دفتر خبرگزاری دانشجویان ایران در دانشگاه بین‌المللی امام خمینی(ره) خاطرنشان کرد: «نقش دانشجویان و دانشگاهیان و اساتید در این مبارزه بسیار سنگین است و باید دانشجویان و همه جوانان با تکیه بر اعتقادات راستین و اصولی شیعه با جریان‌های انحرافی به ویژه وهابیت مقابله کنند.»

مدیر حوزه دانشجویی شهید بهشتی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی(ره) قزوین، از ثبت نام 450 دانشجو در حوزه شهید بهشتی این دانشگاه خبر داد و گفت: «این دانشجویان با علاقه تمام در کلاس‌های طراحی شده از سوی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها شرکت می‌کنند و در واقع این آموزش‌ها نقطه ارتباط حوزه و دانشگاه است.»

وی به شهادت استاد مرتضی مطهری و روز معلم اشاره کرد و گفت: «بیش از هر زمانی نیازمند اندیشه والای این استاد اندیشمند و متفکر هستیم و با تکیه بر این اندیشه ناب می‌توانیم در مقابل تهاجم دشمن بایستیم.»

تهدید وهابی‌ها به تخریب بارگاه حضرت زینب (س)

به گزارش ابنا، درحالی که این روزها فتنه ‏گری گروه‌‏های مزدور و وابسته به وهابیون سعودی و صهیونیست‏ها در سوریه شدت گرفته است، افراطیون و تکفیری‏های وهابی با تهدید به انهدام زینبیه، سعی در به هم ریختن اوضاع داخلی سوریه و تشویش اذهان مردم را دارند تا بیش از پیش از این اوضاع به سود خود بهره‏برداری کنند.

به گفته کارشناسان، از آنجا که دولت سوریه تحت هر شرایطی از بارگاه‏ها و مراقد شریف موجود در دمشق حمایت کرده و امنیت آنها را تأمین می‏کند، این مضاجع شریف به نمادی از سوریه تبدیل شده و انهدام آنها تأثیر بسزایی در تخریب وجهه داخلی و بین‏المللی دولت "اسد" دارد.

 از سویی حضور خیل کثیر ایرانیان در این کشور نیز وهابیون و سرکردگان سعودی آنها را واداشته تا با تحریک احساسات دینی و مذهبی شیعیان و زائران این مرقد شریف، از آشفتگی داخلی به نفع خود سودجویی کنند.

پیش از این نیز دولت سوریه اعلام کرده بود دست داشتن شاه‏زاده سعودی، بندر بن سلطان، در رأس درگیری‏ها و اغتشاشات این روزهای سوریه و هدایت تروریست‏ها، برای نیروهای امنیتی سوریه محرز شده است.

پس از پیروزی انقلاب مصر نیز افراطیون وهابی و سلفی این کشور با حمله به اماکن مقدس در مصر، اقدام به آتش زدن برخی از ضریح‏ها کردند که سرانجام با مقاومت مردم و تهدید علمای بزرگ این کشور، عقب ‏نشینی کردند.

تظاهرات گسترده انقلابیون اردن علیه دولت

به گزارش گرداب، در این تجمع که با عنوان "گردهمایی اصلاح و وحدت ملی اردن‌" صورت گرفت، اسلامگرایان اردن، اعضای اتحادیه‌های صنفی، شخصیت‏های برجسته سیاسی، احزاب مخالف دولت اردن و شهروندان عادی حضور داشتند.

تجمع کنندگان شعارهایی همچون "ملت خواستار اصلاح نظام است‌"، "ای سردمداران، ما خواستار عملکردیم ونه وعده و وعید‌" و "اصلاحات خواست اصلی ماست‌" سر دادند.

انقلابیون اردن همچنین خواستار تعدیل قانون اساسی از جمله تصویب قانون "پادشاهی مشروطه‌" در این کشور شدند.

در این گردهمایی شخصیت‏های برجسته‌ای همچون "همام سعید‌"، رهبر اخوان المسلمون اردن و نیز تعدادی از نمایندگان پیشین و کنونی پارلمان این کشور سخنرانی کردند.

این گردهمایی در ادامه جنبش اعتراضی شهروندان و احزاب اردن به وضعیت مدیریت کشور صورت گرفت.

همزمان با آغاز انقلاب‏های مردمی تونس و مصر در ابتدای سال جاری میلادی، شهروندان اردنی نیز از راههای مختلف به وضعیت موجود در کشور اعتراض کرده‌اند و خواستار تغییرات اساسی در نحوه اداره کشور شده‌اند.

مسئله اساسی این است که حکومت اردن تاکنون اقدام قابل توجهی در راستای تامین نیازهای شهروندان صورت نداده و بسیاری از کارشناسان هشدار داده‌اند که در صورت بی تفاوتی دولت به خواست ملت، ممکن است این کشور وارد بحرانی جدی شود.

تماشای فیلم‌های غیراخلاقی اعتیادآور است

به گزارش گرداب، آذرخش مکری در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس اظهار داشت:‌ «جنبه آموزشی برای فیلم‌های پورنو مطرح نیست و بیشتر اینها را به این دلیل آموزشی می‌گویند که پخش آنها در کشورهای تولیدکننده ممنوع است یا جامعه به آن با دید منفی نگاه می‌کند. لذا در خفای این موضوع که مطلبی را آموزش می‌دهیم به تجارت می‌پردازند و گرنه آموزشی در کار نیست.»

وی با بیان اینکه‌ خطری که این فیلم‌ها دارد پدیده‌ای به نام اعتیاد جنسی است افزود: «به عبارت دیگر همانطور که ما می‌توانیم به مواد مخدر معتاد شویم و این افراد کسانی هستند که کار و زندگی خود را رها کردند و مواد مصرف می‌کنند و وقتی مواد نباشد کار دیگری نمی‌توانند انجام دهند، ظاهراً به نظر می‌رسد مغز بشر این استعداد را دارد که به محرک‌های جنسی معتاد شود و یکی از کانال‌های این نوع اعتیاد در معرض فلیم و رسانه‌های پورنوگرافی قرار گرفتن است.»

مکری تصریح کرد: «علائم این نوع اعتیاد با اعتیاد معمولی شبیه به هم هستند ولی متأسفانه سالیان سال به آن توجه نشده است.»

معاون مرکز ملی مطالعات اعتیاد خاطرنشان کرد: «این موضوع را مانند مواد مخدر اگر درست هدایت نکنیم با معتادانی روبرو خواهیم شد. عجیب است که زمینه‌های اعتیاد به آن شبیه به مواد مخدر است. لذا باید این موضوع در قالب بیماری مطرح شود چرا که در برخی کشورهای دنیا این افراد را مانند معتادان در مرکز خاصی مجبور به ترک می‌کنند.»

طرح تدوین قوانین جهانی برای جنگ سایبری

ه گزارش گرداب، کشورهای غربی با توجه به آسیب پذیری هایی که در زمینه امنیت سایبری دارند و این موضوع روز به روز خود را بیشتر بروز می دهد؛ این نیاز را به شدت احساس می کنند که باید قوانینی جهان شمول برای جنگ سایبری وضع شود. بی‏بی‏سی انگلیسی در مقاله‏ای در مورد قواعد جنگ سایبری به قلم "سوزان وات" (Susan Watts) می‏نویسد:

ادامه مطلب ...

همه در خاورمیانه علیه سوریه؛ هدف سقوط مقاومت

نشانه های حضور پشت پرده آمریکا و دولت های هم پیمانش در خاورمیانه در مقایسه با ماه های اولیه قیام های مردمی، اکنون بیش از هر زمان دیگری در تحولات سیاسی کشورهای عربی مشاهده می شود.
 

ادامه مطلب ...